متین جونیمتین جونی، تا این لحظه: 23 سال و 7 ماه سن داره

متین ومبین...عزیزم

بدون عنوان

هروقت میخواستیم بریم بیرون باگریه میخواستی بری روپای باباجون که فرمونوبگیری...قربون رانندگی کردنت... ...
29 ارديبهشت 1393

نمایشگاه کتاب 93

همگی رفته بودیم نمایشگاه کتاب کلی کتاب واسباب بازی براتخریدیم...اونجاهرکی میدیدت میگفت براش اسفنددودکنی هرکی یه چیزی بهت میداد...قربونت برم..بااون چشمای جذابت...یه کلاهی بهت دادن خیلی بهت میومد...اجی متین توخونه همش باهات شاه بازی میکردوتوهم ازخنده ریسه میرفتی...عزیزم... اینجانقش پادشاه راداشتی..وقتی بااجی متین بازی میکردی عاشق این اسباب بازیهای صداداربودی ...همش دنبالشون سینه خیز کل خونه رودورمیزدی.... اینجاهم درحال افتادن بودی..البته محکم سرت خورد به دیواروحسابی جیغ وداد به راه انداختی...پسرگلم... اخرش باکلی بازی وسرگرمی ازگریه ایستادی ...
29 ارديبهشت 1393

مسافرت شمال..ساری

چندروزی رفته بودیم شمال خیلی خوش گذشت باخاله سرور...رفتیم ویلای باباجون بعدشم رفتیم کناردریا...خیلی خوب بودتوهم پسر خوبی هستی اصلا اذیت نکردی خیلیم خوش مسافرتی درست مثل اجی متین.....ماشالا بهت اینجاتوراهه برف سنگینی امده بود............. ...
29 ارديبهشت 1393